برگرفته ازپایگاه اطلاع رسانی اصلاح برادر جوانم: السلام علیکم و رحمة الله وبرکاته وبعد:
* چند روزی بیش نیست که به استقبال ماه مبارک رمضان رفتهایم و یادر انتظار فرارسیدن آنیم: و این بدان معناست که ما و شما چیزهای فراوانی برای گفتنو دانستن داریم، و لابد تو نیز مانند سایر برادران مسلمانت از فرارسیدن این ماهپربرکت خوشحالی.
* برادر فاضلم خوشحالم در این ماه بابرکت فرصتی پیشآمده که با صراحت و بیپرده چون پرتو آفتاب با تو به سخن نشسته، و گرانبهاترین وگرامیترین چیزهایی که در اختیار دارم به تو تقدیم نمایم.
*براستی که رگ گفتن وصراحت شاید طعم تلخی داشته باشد، ولی نتیجه اش بسیار شیرین و گوار است و همه مانطعم تلخ پرده بر عیب نهادن را چشیده و شومی پنهاننمودن خطاها را بخاطر مراعاتدوستی و تعارف درک نموده ایم. پرهیزگاری است و لیکن!
* برادر جوانم،منظریست در رمضان که بسیار شاهد آنیم: جوانی را میبینیم غرق در منجلاب شهوات وبیپروا در ارتکاب بدترین و بزرگترین گناهان و بیاعتنا به اساسی ترین و آشکارترینعبادات. باز همین جوان را میبینیم در این ماه مبارک در پی دانستن مسائل خرد وزیر نماز و روزه است مانند این که: هنگام وضو چند قطره خون ناخودآگاه از بینی اشخارج شده، آیا این در وضو اثر دارد؟ و یا هنگام عبور از خیابان غباری به دهانش رفتهاست، حکم آن چیست؟ وی در طرح این سؤال خود بسیاری جدی است، و حتی اگر بر وی قضا وکفارهایی آید برای پذیرفتن آن آمادگی کامل دارد. برادر عزیزم! سؤالنمودن درباره مسائل عبادت که گاهی انسان با آن برخورد مینماید چیز ارزندهایست و کسی حقندارد که آن را رد نماید و مبتلا بودن فرد به گناه، حق وی را در اهتمامدادن و پرسشدر باره طاعات و عبادات سلب نمیکند.
* و لیکن آیا با من موافق نیستی که افرادیامثال این جوان در تناقضی بسر میبرند که به مشکل میتوان برای آن تفسیری یافت؟ پسچرا در باره پرسش و عنایت به این احکام زهد و پرهیزگاری بخرج داده در حالیکه دانستهو عمداً مرتکب اعمال حرام حتی که گناهان کبیره میشود؟!. نظم و پایبندیعجیب بعضی از جوانان هنگامی که وی را از انجام کار بد نهی کرده به کارهای نیکفرا میخوانی، میگوید: وی به آنچه به او میگوئی قناعت تام دارد، و لیکن خواهشاتنفس بر وی چیره شده و نمیتوند خود را کنترل نماید، در وهله اول این عذر وی منطقیبنظر میرسد، ولی چون در حالت وی در رمضان نیک نظر کنیم، منطقی دیگر نمایان است. بهمحض این که اذان فجر فرا میرسد میبینی که دست از خوردن برمیدارد ولو این که دیراز خواب بیدار شده و لقمه ای در دستش باشد، و هنگام افطار و بر سفره سعی ندارد پیشاز آن که اذان را بشنود دست به سوی سفره دراز نماید، و هنگام روز هرچند که تشنگی وگرسنگی بر وی فشار بیاورد هرگز به این فکر نمیافتد، دیوار روزه را بشکند و به حریمآن تجاوز کند. آیا این رفتار را نمیبینی، و بیگمان رفتار نیکویی است و دلالت برآنندارد که او قادر به کنترل و غلبه بر شهوات خویش است؟ برادر عزیزم، بیشک روزه ایندرس را به ما میدهد که به خواست خداوند ما توانایی چیرهگشتن و غلبه بر خواهشاتخود را داریم. آیا آنها را دیدهایی؟ (کاروان نیکان) آیا هیچ شده است کهبه مسجدی از مساجد بروی که خداوند امامی با آوازی بسیار زیبا و گیرا نصیب آن کرده،و مجموعهای از جوانان خوب را مییابی که عزم برآن بسته اند پیش روی خداوند به نمازایستند، اگرچه تا سحر نیز به درازا کشد، در زمانی که برخی اصلاً نماز جماعت را ترککرده اند؟ و اگر در دهه آخر رمضان بیایی بجز اندکی کسی دیگر نمییابی، زیرا برایحصول اجر و ثواب چند برابر و مففرت گناهان به سوی خانه خدا شتافته اند، در وقتی کهبرخی دیگر این شبها را با چیزهایی میگذرانند که بر تو پوشیده نیست، چه میشود اگرهمین جوان که کاری جز خیابانگردی و گشت و گذار در بازارها را ندارد از خود بپرسد: مگر نمیشود که من هم یکی از این جوانان با خدا شوم آنها چگونه کامیاب گشته اند، درحالیکه در همن مجتمع بسر میبرند آنها نیز خواهشاتی دارند و بازدارندهایی و من نیزخواهشاتی و بازدارندهایی؟. آیا توانایی آنها را ندارم؟ آنها توانستند و توچرا...؟ خواستن توانستن است
* برادر بزرگوار، جوانان بسیاری در جادهانحراف و راه غفلت بوده اند، و مرتکب کارهایی شده اند که غیر آنها نیز انجام دادهاند، سپس به پاس و منت خداوند هدایت یافته و حالتشان تغییر کرده و به قافله صالحانو فرمانبرداران پیوسته اند.
* و شاید بعضی از آنها دوست و رفیق تو بوده اند، پسچگونه این گروه از این مانع عبور کرده اند و بقیه ناکام مانده اند؟ چرا اینهاتوانسته اند توبه کنند و غیر آنها خیر؟ نزد بسیاری از جوانان چیزی که آنها را ازتوبه و دینداری باز میدارد ناباوری و ضعف ایمان نیست، بلکه احساس عدم توانایی درتغییر و تحول است، و آیا این مثالها نمونهای زنده برای وی نیست، و عدم تواناییخیالی ساختگی نیست؟ پیش از این که این گل پژمرده گردد:
* برادر جوان! لابد آن که پشت خم کرده و عصا پای سوم وی گردیده و نشانههای گذشت زمان بر چهره اشهویداست را دیدهای، آیا گمان میکنی که چنین بدنیا آمده؟ یا این که روزی چون تونیرومند و چابک بوده است، آیا نمیدانی که روزی من و تو نیز اگر زنده بمانیم به اینحالت خواهیم رسید، و چه سخت است روزی که این طراوت و زیبایی رخت بربندد و این هیجانو نشاط رو به زوال نهد. پس برادر عزیز، چه میشود اگر فرصت گرانبهای جوانی راغنیمت شمرده و پیش از آن که آن را از دست داده و پشیمان گردیم، آن را در طاعت وعبادت بگذرانیم. جوانی را چگونه گذراندهایی؟
* برادر گرامی! بیگمان اینگفته پیامبر اکرم ص را شنیده و یا به یاد داری که فرموده اند: «روز قیامت دو پایبنده از جای خود تکان نخواهد خورد، پیش از آن که از چهار چیز سؤال شود: از عمرش درچه چیز آن را گذرانده است، و از جوانی اش چگونه آن را صرف نموده، و از مالش که آنرا از کجا بدست آورده و در چه چیز آن را خرج کرده است». [روایت ترمذی]
* برادرعزیز، بیا و در حقیقت امروز خود نیک بینیدیشم آیا پاسخی قانعکننده و نجاتدهندهبرای سؤال «جوانی را چگونه گذراندهایی» پیش روی کسی که هیچ چیز از نظر او پنهاننبوده و نیست، داریم؟ و آیا با این حالت کنونی خود و عمر جوانی آمادگی گذراندن اینامتحان را داریم؟ پس چرا این فرصت بیمثال را غنیمت نشمرده و برای امتحان دشوار آنروز آماده نشویم؟. هفتمینِ هفت رستگار
* پیامبر اکرم ص خبر داده اند: روز قیامت خورشید به اندازه میلی به خلائق نزدیک میشود، و سختی و مشقت و عرق بهبالاترین حد خود خواهد رسید، و در آن روز کسانی هستند که از نعمت سایه خداوندی ونوازش وی برخوردار میشوند، از آن جمله: «جوانی که در طاعت و عبادت خداوند عزوجلپرورش یافته». پس چه چیزی مانع از آنست که تو نیز یکی از آن گروه رستگار شوی؟ و چهچیز میان تو و رسیدن به این شرف عظیم حائل است؟ پس به خود بیا و راه درست را اختیارکن، و از این ماه مبارک و این فرصت گرانبها وسیلهای برای رسیدن به این منزلت بساز. چه با ارزش و گرانبهاست آنچه که در این ماه مبارک تقدیم میکنی!.
* برادر جوان! بیگمان دیده و یا میبینی که احوال بسیاری از مردم در این ماه تغییر یافته، میبینیکه مساجد از نمازگذاران و تلاوتکنندگان قرآنکریم پر گشته، و اماکن مقدسه مملو ازطوافکنندگان و معتکفان است و اموال در راههای خیر سرازیرند،یکی به نماز مشغول ویکی به تلاوت و یکی دست به دعا برداشته، و دیگری در راه خدا انفاق میکند.
* پسکجاست جایگاه تو در میان همه اینها؟ آیا هیچ جایگاهی برای خود در این نقشهجستهای؟. آیا عملی افضلتر و دستآوردی بهتر از توبه نصوح و اعلان آمادگیهمسفرشدن با کاروان نیکان سراغ داری پیش از آن که اجل فرا رسیده و دنیا را برایهمیشه وداع گویی، پس آیا این هدف را در این ماه مبارک مدنظر قرار دادهایی، درحالیکه بخواست خداوند توانایی آن را داری؟. توبه و موعد موهوم
* بسیاریاز جوانان به اشتباهبودن راهی که میپیمایند قانع اند، و آرزو میکنند که آن راتغییر دهند و دنبال فرصت میگردند، تا این که یکی از خویشاوندانش بمبرد و یا اودچار حادثهای عبرتناک شود که او را تکان دهد و به توبه وادارد. و لیکن از کجامعلوم که آن میت خود او نباشد و دیگران از وی عبرت گیرند؟ و این همان حادثهای بودکه انتظارش را میکشید تا توبه کند، و لیکن این حادثه خود به زندگی اش پایان داد. برادر جوان! انسان در دنیا یک فرصت بیش ندارد و نباید خود را در آن به مخاطرهانداخت. پس آیا اکنون تصمیم گرفته ایم که توبه کرده و راه راست و درست رابپیماییم؟. بدون شک این تصمیم و اراده بر نفس بسیار دشوار و سخت میآید، و نیازبه شکیبایی و تحمل پیامدها و از خودگذشتگی دارد، لیکن به خواست خداوند انجامی نیکوو ثمربخش دارد. برگرفته ازپایگاه اطلاع رسانی اصلاح