نويسنده: احمد صیام روؤفی
یک شب خانمی باید چندین ساعت منتظر پرواز طیاره در میدان هوایی می بود، بخاطر سپری شدن وقت او یک کتاب همراه یک بسته بسکیت خرید. بعداً به یک جای مناسب رفته و نشست، عمیقاً در مطالعه ی کتاب فرو رفت، ناگهان متوجه شد که یک مرد جوان بسیکت اش را باز کرده بدون اینکه توجهی (به این خانم) کند آنرا در میان خود و او گذاشته و میخورد. زن خواست تا از این مسله چشم پوشی کند، و یکجا با آن مرد جوان به خوردن بسکیت شروع کرد. بسکیت می خورد و به ساعت خود نگاه می کرد تا اینکه بسیکت به آخر رسید. خانم حوصله اش سر رفته بود و با خود می گفت: اگر من یک انسان تحصیل یافته نمی بودم این مرد جسور و دزد را خوب تنبه (جزا) میکردم. هرگاهی که آن زن یک دانه بسکیت میگرفت مرد هم به تعقیب او یک دانه را بر می داشت؛ زن تند تند به مرد جوان نگاه می کرد و مرد جوان نیز با بسیار خون سردی به او نگاه می کرد تا اینکه بسکیت تمام شد. فقط یک دانه بسکیت ماند و خانم هم منتظر بود که مرد جوان چه می کند. مرد جوان با تبسم معنی دار یک دانه بسیکت را گرفت و آنرا دو نصف کرد نصف اش را به آن زن داد، و نصف دیگرش را خودش خورد. زن که خیلی قهر هم بود نیم بسکیت را به تیزی گرفته و به دهن خود گذاشت. و با خود گفت: چه یک مرد جسوری؟ چه یک مرد بی تعلیمی؟ حتی او از من تشکری نکرد او در عمر خود همچون مرد بشاش و آرام را ندیده بود... در این موقع پرواز طیاره اعلان شد. زن بیک خود را گرفته به طرف دروازهء پرواز حرکت کرد بدون اینکه پشت سر خود را نگاه کند. نمی خواست مرد دزد و جسور را دو باره تماشا کند. وقتیکه چوکی طیاره نشست به خواندن کتاب ادامه داد تا اینکه کتاب تمام شد. هنگامی که به بیک خود نگاه کرد، کاملاً متعجب شده بود بخاطریکه بسکیت اش در داخل بیک دست ناخورده مانده بود. با خود گفت: اگر بسیکت من اینجاست؟ (بسیار خود را شرمنده احساس کرد) پس آن (بسکیت از کی بود؟ او (مردجوان) بسکیت خود را با من شریک ساخت! بسیار ناوقت شده بود که معذرت بخواهد از مرد جوان... برای او (خانم) خیلی احساس عجیبی رخ داد: باخود می گفت: این منم که جسورم و بی تعلیم ام و دزد ام نه او (مرد جوان)
چند بار اتفاق افتاده است که کاری را که بدون فکر کرده اید اشتباه بوده است؟ چند بار بدون تحقیق در باره مردم قضاوت غلط کرده اید؟
عبدالله بن عباس (رض) نقل قول می کند که رسول الله (ص) گفت: (مفهوم حدیث شریف) «بایکدیگر حسادت نکنید؛ بایکدیگر از روی غرور و ساخته کاری دوستی نکنید؛ با یکدیگر نفرت نکنید؛ از یکدیگر بی موجب دوری نکنید؛ یکدیگر خود را در معاملات تجارتی ضرر نرسانید؛ با یکدیگر چون برادر و بنده ی الله (ج) باشید. مسلم برادر مسلم است. هرگز او را ذلیل نمی کند و نه او را اهانت می کند و نه به پستی به سوی او نگاه می کند. خدا ترسی و تقوا این است و سه بار مبارک به قفسه سینه ی خود اشاره کرد. بدی به یک مسلمان این است که برادر مسلمان خود را تحقیر کند. تمام چیز یک مسلمان برای مسلمان دیگر مصؤن است: خون اش، مال اش، آبرو اش» ترجمه شده از وب Islamic stories احمد صیام روؤفی
خواننده عزیز! بسیاری اوقات اتفاق افتاده است مردم بدون فکر یک عمل (گفتار، کردار) غیر اسلامی را انجام داده اند. که بعداً پشیمان شده و شیطان را لعنت کرده اند اگر همین لعنت را قبل از همان کار می کردند شاید بهتر می بود یک مطل است که می گویند: چرا عاقل کند کاری که بار آرد پشیمانی. شما در جامعه بسیار مردم را می بینید که حرفی را می گویند بعداً از آن حرف یا عمل شرمنده می باشند این همه علت اش آن است که ما فکر نا کرده عمل می کنیم. به امید اینکه دوبار فکر کنیم تا یکبار عمل نماییم مضمون خود را در همین جا خاتمه می دهم از شما مسلت دعای خیر داریم موفق و کامگار باشید .